این روزای تو
پسرک شیطون و خواستنیه من هیچ میدونی این روزا امون نمیدی که حتی یه شونه به موهام بکشم؟البته اگه وقت هم کنم و موهامو مرتبم کنی فرقی نمیکنه چون یکی از سرگرمیهات اینه که از من بالا بکشی و هر چی تل یا گیر یا کلیبس به موهامه بزور بکشی و همیشه هم یه چند تا از تار موهام تو دستات گیر میکنه
دو سه هفته ای میشه که از هر چیزی که گیرت بیاد بالا میکشی حتی من و بابایی..دست میگیری به لبه تخت ما و میکشی بالا و بعدش همینطور که دستت به رو تختیه قدم بر میداری و دور تخت میچرخی
جدیدا تا وارد اشپز خونه میشی میری سراغ کابینتا و منم به سرعت نور خودمو میرسونم که ظرفای نازنینم و نشکونی 
از لباسشویی بالا میکشی..از دسته فر گاز میگیری و بالا میری و تند و تند دستشو میکشی که بازش کنی و این کارت واقعا خطرناکه و منم از ترس دیگه رو شعله های جلویی چیزی نمیزارم...تا در یخچال باز باشه خودتو میرسونی و یکی دو بار که تو رووئک بودی به سرعت خودتو پرت کردی رو درش که بازتر بشه و حالا وقتی در یخچال و بازش میکنم قیژ و قیژ صدا میده
تا ازت چشم برداریم از پله ها میکشی بالا و هزار ماشالا چنان سرعتی داری که همیشه تا بهت برسیم رو پله پنجم-ششم هستی
تا گوشی تلفن یا موبایل یا هر چیزی شبیه اونارو بگیری میزاری رو گوشت و با لهجه خودت الو میگی
کنترل تلویزیون و بر میداری و میگیری طرف تلویزیون و به خیال خودت شبکه رو عوض میکنی
وقتی صدای زنگ در میاد نگاه آیفون میکنی و اگه تو بغلمون باشی خودتو بزور میکشی طرفشو گوشی و بر میداری میزاری رو گوش
همچنان دشمن لب تابی و تا دست ما ببینیش خودتو میرسونی و میندازی رو صفحه اش که الان دیگه این قابلیت و پیدا کرده که 180 درجه باز میشه
خوابت تنظیم شده و دیگه هر شب واسه خوابوندنت پروژه نداریم و شبا هم دیگه واسه شیر بیدار نمیشی و منم راحت میخوابم..البته باور کن یه وقتایی دلم واسه گذشته تنگ میشه که شب باید 2 ساعت میچرخوندمت تا خوابت ببره و بعدشم هر یکی دو ساعت واسه شیر بیدار میشدی.
بنظرم خیللللللللللی زود داره میگذره 
چند وقتی هست که اگه به چیزی که میخوای نرسی جیغ میکشی وپاهاتو میکوبی رو زمین و شکمتو میدی جلو..امیدوارم که هرچه زودتر این کارتو بزاری کنار
با تمام این حرفا من و بابایی عاشقووووووونه عاشقتیمممممممممممممممممممممممممممممم


این روزای تو 
